عزيز دولت آبادى
مقدمه 43
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
برزه ، سابرخاست ، تبريز ، مرند ، خوى ، كولسره ، موقان ، برزند ، جنزه ، شهر پرويز ، جابروان ، نريز ، اروميه ، سلماس ، شيز ، باجروان ؛ رستاقها : سلق ، سندبايا ، بذّ ، ارم ، بلوانكرج ، سراة ( سراب ) ، دسكياور ، ما ينهرج » . در ميان شهرهاى مذكور تنها مراغه نام عربى دارد ( سلق گرچه عربى است ، به معنى گردنه است و ظاهرا نام خاصى نيست ) و از نام عربى آن شايد چنين استنباط شود كه اين شهر در زمان اسلام بنا شده است ، اما بلاذرى تصريح مىكند كه مراغه « افرازروذ » يا « افراهروذ » ناميده مىشود در آنجا سرگين زياد بود و اسبان مروان بن محمد اموى حاكم ارمنستان و آذربايجان به هنگام بازگشت از جنگ « موقان » و « گيلان » در آنجا خوابيدند و غلتيدند و ازاينرو قريهء مذكور « قرية المراغة » يعنى قريهاى كه محل غلتيدن اسبان است ناميده شد و بعد مردم كلمهء « قريه » را انداختند و گفتند « مراغه » . مردم آنجا آن محل را به مروان « الجاء » كردند ( يعنى براى آنكه از دست دزدان و راهزنان و متعديان در امان باشند آنجا را در پناه او قرار دادند ) . ياقوت در وجه تسميهء « ميانج » مىگويد : « براى آنكه در ميان راه اردبيل به مراغه بوده است » ( 4 / 708 ) . اصطخرى نيز مىگويد كه از اردبيل تا مراغه 40 فرسخ است و از اردبيل تا ميانه 20 فرسخ ( ص 194 ) . پس ميانه در وسط راه و ميان اردبيل و مراغه بوده است و ازاينرو به آن « ميانج » گفتهاند . ميانه شهرى قديمى بوده است و اگر مراغه شهرى جديد الاحداث بوده است نمىتوان گفت كه شهرى را به جهت واقع بودن ميان يك محل معتبر ( اردبيل ) و يك محل ناشناخته ( مراغه ) « ميانه » خواندهاند . پس مراغه همان فرائته يا فراده اسپه يكى از دو پايتخت قديمى آذربايجان بوده است و ميانه را به واقع شدن در ميان اين دو شهر به اين نام خواندهاند موقعيت مراغه ايجاب كرد كه در زمان هارون نيز لشكرگاه شود و در قيام بابك خرم دين از مواضع مهم نظامى براى مدد رساندن به افشين گردد . در نزديكى ميانه شهر « خونج » قرار داشت كه به گفته مسكويه « اول حد آذربايجان از ناحيه رى بوده است » در خونج پاسگاهى ( مرصد ) بود براى گرفتن گمرك از صادرات آذربايجان به رى . مقاطعه يا « كنترات » اين پاسگاه گمرك در سال به 000 / 100 درهم تا 000 / 000 / 1 درهم مىرسيد به گفتهء ابن حوقل نظير چنين پاسگاه گمركى و اموالى كه از آن مىگذشت در دنيا مانند نداشت . به گفتهء بلاذرى اردبيل به هنگام فتوح اسلامى « مدينه » يعنى شهر بزرگ و مركز